امشب

شعری نخواهم نوشت

بیست،شمع را

برای تولد دخترت روشن میکنم

و پرهایم را طواف میدهم

بر گرد آتشی که تــــو در جانمان روشن کرده ی

بیست تکه خاکستر کوچک کافی است

تا پر سوخته حرمت پیدا کند.

جشن تولد دختر توست

و من

بیست بار به دنیا می آیم و خاکستر می شوم

تا راز نبود تو را بدانم.

"ققنوسم من امشب"!



ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


تـَنـهـا نـوشــت:

امروز تولد خواهرمه «عزیزم تولدت مبارک»